السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

215

تفسير الميزان ( فارسي )

حال كه معناى تكريم و فرق آن با تفضيل روشن شد اينك مىگوئيم : انسان در ميان . ساير موجودات عالم خصوصيتى دارد كه در ديگران نيست ، و آن داشتن نعمت عقل است ، و معناى تفضيل انسان بر ساير موجودات اين است كه در غير عقل از ساير خصوصيات و صفات هم انسان بر ديگران برترى داشته و هر كمالى كه در ساير موجودات هست حد اعلاى آن در انسان وجود دارد . و اين معنا در مقايسه انسان و تفننهايى كه در خوراك و لباس و مسكن و ازدواج خود دارد با ساير موجودات كاملا روشن مىشود ، و همچنين فنونى را كه مىبينيم انسان در نظم و تدبير اجتماع خود به كار مىبرد در هيچ موجود ديگرى نمىبينيم ، انسان براى رسيدن به اين هدفهايش ساير موجودات را استخدام مىكند ولى ساير حيوانات و نباتات و غير آن دو چنين نيستند بلكه مىبينيم كه داراى آثار و تصرفاتى ساده و بسيط و مخصوص به خود هستند . از آن روزى كه خلق شده‌اند تا كنون از موقف و موضع خود قدمى فراتر نگذاشته‌اند ، و تحول محسوسى به خود نگرفته‌اند ، و حال آنكه انسان در تمامى ابعاد زندگى خود ، قدمهاى بزرگى به سوى كمال برداشته و هم چنان بر مىدارد . و خلاصه اينكه بنى آدم در ميان ساير موجودات عالم ، از يك ويژگى و خصيصه اى برخوردار گرديده و به خاطر همان خصيصه است كه از ديگر موجودات جهان امتياز يافته و آن عقلى است كه به وسيله آن حق را از باطل و خير را از شر و نافع را از مضر تميز مىدهد . و اما اينكه مفسرين گفته‌اند و يا روايتى هم بر طبقش رسيده كه مقصود از آن خصيصه مساله « نطق و گويايى » است ، و يا « بر دو پا راه رفتن » ، و يا « انگشت داشتن » است كه با آنها به دلخواه خود كار كند ، و يا عبارت از « خوردن با دست » و يا « قدرت بر نوشتن » و يا « خوش تركيبى » و « حسن صورت » ، و يا « تسلط بر ساير مخلوقات و تسخير آنها » است و يا آنكه « خداوند پدر ايشان - آدم - را به دست خود خلق كرده » ، و يا « هم چون خاتم انبيا محمد صلوات اللَّه عليه ، پيغمبرى را براى آنان برانگيخته » و يا آنكه « به خاطر همه اينها » يى است كه گفته شد هيچيك صحيح نيست ، بلكه روايات اينها را به عنوان مثل ذكر كرده نه اينكه مراد از آن خصيصه اينها باشد . چون بعضى از آنها كه شمرده شد بعد از داشتن عقل ، پيدا مىشود يعنى ابتدا بايد عقل وجود پيدا كند و سپس « خط » و « نطق » و « تسلط بر ساير مخلوقات » ، و بعضى ديگرش از مصاديق تفضيل است نه تكريم چون در ساير مخلوقات هم مقدار كمترش وجود دارد ، و بعضى ديگر از آنها اصلا از مدلول آيه خارج است ، مانند « آفريده شدن پدر آدميان به دست خدا » ، و